رفت تا او زنده بماند !!!



بسم الله الرحمن الرحیم

به نظر شما کار این مرد درست بود ؟ آیا در آن لحظه بهترین تصمیم را گرفت ؟ آیا ما می تونیم برای دیگران آرزوی مرگ کنیم ؟ با هم بخوانیم بعد کمی فکر کنیم ...


مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند . آن ها عاشقانه یک دیگر را دوست داشتند .

زن جوان : « یواش تر برو عزیزم . من می ترسم . »

مرد جوان : « نه . این جوری خیلی بهتره . »

زن جوان : « خواهش می کنم . من خیلی می ترسم . »

مرد جوان : « خوب ولی باید بهم بگی که دوست دارم . »

زن جوان : « دوست دارم . حالا می شه یواش تر برونی . »

مرد جوان : « منو محکم تر بگیر . »

زن جوان : « خوب . حالا می شه یواش تر بری . »

مرد جوان : « باشه ولی به شرطی که کلاه ایمنی منو برداری و روی سر خودت بذاری ؛ آخه نمی تونم راحت برونم . اذیتم می کنه . »

روز بعد  واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود . « برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید . در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد ؛ یکی از دو سر نشین زنده ماند و دیگری در گذشت . »

مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود . بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه ایمنی خود را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند .

نظرات 10 + ارسال نظر
مسافر هتل کالیفرنیا یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1383 ساعت 06:36 ق.ظ http://sokote-marg.blogsky.com/

سلام دوست خوبم از لطف بی اندازت ممنونم که بهم سر میزنی از آشنایی با بلاگت خیلی خوسحالم
حتما وقتی دوباره شروع به نوشتن کنم بهت لینک می دم
موفق باشی
بازم ممنون ببخشید که دیر اومدم

آرتا یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1383 ساعت 08:15 ق.ظ http://darkness.blogsky.com

مطلب قبلی رو خوندم. جدی جدی!!!!
یعنی هممون الان سر کاریم؟؟؟!!!!

الماس یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1383 ساعت 09:54 ق.ظ http://diamound.blogsky.com

سلام مطل قبلی خوندم
خیلی طنز جالبی بود ههههههههه
بیا پیشه ما

میترا یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1383 ساعت 01:03 ب.ظ http://senoghte.persianblog

سلام
خوبی؟
مرسی که به ما سر زدی!
سایتتم جالبه .موفق باشی

سه نقطه یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1383 ساعت 04:56 ب.ظ http://www.senoghte.persianblog.com

برادر نگاهت را ...برادر نگاهت را...برادر ای بابا، نگاهت را!
بخون و قول بده که عمل کنی

فاطیما یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1383 ساعت 05:07 ب.ظ http://jadooye-eshgh.persianblog.com

salam.. mamnoon ke pishe manam omadi.. manam omadam bazdid.. kheili ghashang bood merci

نوید دوشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1383 ساعت 11:15 ق.ظ http://aganavid.persianblog.com

تصمیم سختیه. نمیشه گفت.

سامان دوشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1383 ساعت 03:03 ب.ظ

بسیار زیبا بود.آیا خودت نوشتی یا یک زیبایی آفرین دیگر ؟

فیروزه چهارشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1383 ساعت 01:00 ب.ظ

bazam salam ba khandan in matlab vaghaan taht taser gharar gerftam.. omid varam digeh az in hhavadeso na bbinim na bshnavim .(ba reayat ghavin ranandegi)bey

مدیر عامل شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1383 ساعت 12:27 ق.ظ

سلام
خیلی خیلی قشنگ بود . من که کلی پروانه ای شدم اینو خوندم .
ولی حیف موتوره کارت طلایی نداشت .(از این چشمکای یا هو)
علی یارت

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد